Tuesday, November 05, 2002

امروز داشتم طبق عادت همیشگی که همه مطالبی رو که نمیتونم بخونم save میکنم داشتم گزارش روز ه�تم bbc رو راجع به یه مصاحبه با یه هنر مند و نوانده موسیقی پای کامپیوتر میخوندم....! راستش با یه آ دمی مصاحبه کرده که واقعا به نظر من هنرمنده شاید اولین ایرانی ایه که میبینم new age کار میکنه واقعا لذت بخشه اگه تا حالا آوازه کارشو نشنیدین حتما اینجا رو کلیک کنید...

Monday, November 04, 2002

دیشب کنسرت آریان بودم سالن میلاد (نمایشگاه بین المللی تهران) خیلی خوش گذشت ... خدود ساعت 8:15 ر�تیم رسیدیم اونجا طبق معمول کنسرتهای آریان ... شولوغ همه جور تیپی از همه جا....!! بق عادت این جور کنسرتهت سیر سعودی بازار سیاه متر به متر به وضوح حس میشد ... 20000 تومن .... 30000 تومن دری� جلو 360000 الی آخر.....! منم که بیلیتم و مدیون یکی از بچه هام که به خاطر ر�اقت 10 ساله واسم کنار گذاشته بود و تا 2 روز پیش معلوم نبود میرم یا نه درکشون میکردم...! ولی من میمردم 30000 نمیدادم مردم بیکارن آخـــــــــه....!! بگذریم ر�تیم تو داشت سالن میترکید چون یه مقدار آدم بد هیکل و نا متناسب زیاد بود با پله راهنماییمون کردن و باخیاله آسانسور شدن...! ر�تیم تو سوزن نمشد انداخت ... چگالی 100 به 3 !!!! دختر ...1 اینا مگه صاخب ندارن پرا اینجا....!! ما هم که حالمون گر�ته بود اصلا تو �کر بودیم رد شدیم ر�ت ...!!! اوله کار چراغا خاموش بود مطلق....! یه نور پردازیه خــــــــــــــدا متعلق به �ناوری آذین اونجا بود ....عالی بود من �قط دیدم اومدن با آهنگ مخلوط شروع کردن ... دیدم داره میلرزه زیر پام بهد ما هم کم نیوردیم پا کوبیدیم .... دست زیم انصا�ا دستم ا�تاد ...یه سری خانو جل�م پشت سره ما بودن نمی دونم چه جوری بود همه جا به من میخورد یا تنش یا دستش یا ... !!!!!!!!!!!!!!!!!! همش ات�اقی نه اینکه �کر کنین زبونم لال قصدی داشته هـــــا....!!
حکات موزون بیــــــــــــــــــــداد میکرد ....! !!!!!! پر.... همه داشتن اول با دست حرکت مورون انجام میدادن همین طور میومدن پایین....!!!!!ا
دو تا تلویزین 14 اینچ اون جلو گذاشته بودن به عنوان مانیتور ....!تا گلزارو نشون میداد مردم جیق میزدن ... پســـــره جل� یهو تا مردم تشویق میکردن نیشش وا میشد....!!!!!!
ولی در کل خیلی حال داد ... !!!!


همین...
برقرار و پیروز باشید ...

Saturday, November 02, 2002

سلام ... زمان طولانی بود که ننوشته بودم به خاطر امتحانام بود هنوزم تموم نشده ولی .... خوب... ه�ته پیش که با سیاوش کنسرت علیرضا عصار بودم... خیلی خوش گذشت عالی بود!!!! حر� نداشت....!
امروز یکی از برو بچه ها یه خبر بهم داد احتمالش هست خبر داشته باشین ولی خوب بد نیست منم بگم... Tehran Avenue کار جالبی کرده یه مسابقه موسیقی گذاشته ... که موسیقی های شرکت کننده مال 21 گروه Under Ground در تهران هستند ...! من تقریبا تعداد زیادیش رو گوش دادم ازین بین آهنگ پشه -- از گروه �را خیلی قشنگ بود یعنی محشر بود حر� نداشت یکی یه جاویدان که بد نبد ...!! یه سر بزنید حتما خیلی جالبه...!!! همین ...! �ردا هم یه بنده خیر خواهی مارو میبره کنسرت آریان ....! مارو از دعای خیرتون محروم نکنید ...!
برقرار و پایدار باشید....

ترانه پشه را بشنوید و لذت ببرید...!

Monday, October 14, 2002

"خانه دوست کجاست؟" در �لق بود که پرسيد سوار.
آسمان مکثی کرد.
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاريکی شن ها بخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداری و گ�ت:
"نرسيده به درخت،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است.
می روی تا ته آن کوچه از پشت بلوغ، سربدر می آرد.
پس به سمت گل تنهايی می پيچی
دو قدم مانده به گل...........


بدون شرح ....!!

Saturday, October 05, 2002

سلام ... این چند روزه حالو خوصله نوشتن نداشتم دیدم مثل اینکه امروز حی�ه ننویسم ... شروع کردم بذارین از پنج شنبه بگم...! صبح که یه امتحان هندسه ملو داشتیم ... خوب شد بعدم که یه ورزش که منه بو بخت وسطش پام گر�ت و با سر خوردم زمین ... حالا بگذریم که بد جوری داغون شدم...! بد سیاوش بهم زنگ زد یا من زنگ زدم یادم نیست ر�تیم بولینگ طبق عادت پنج شنبه ها...صا� ازون جا انداختیم باشگاه انقلاب...هیچی هلو چینی بود شدید ما هم کم نیورودیم لذت بردیم کلی خوش گذشت ... بدجوری شلوغ بود 5 ساعت اونجا بودیم بعدم اومدیم یکی ازین بچه ها دوربین دیجیتال داشت آخ چه دوربین خدایی...! من آخر میگیرمش...!!!:((به هر حال بگذریم...!

دیروزم دوباره ر�تیم انقلاب ولی قبلش یه سر با سیاوش ر�تیم بیلیارد خیلی حال داد ...بعدم ر�تیم باشگاه باشگاهم خوب بود ولی یه ذره خلوت تر از روز قبل خلاصه طبق معمول حال کردیم و یه شام ملو بعدم برگشتیم....!!!

همین دیگه... �علا...!

Tuesday, October 01, 2002

نمیدونم چرا تازگیا یه جوردیگه شدم... با این حالت جدیدم حال میکنم ... بدجوری...! بهو عوض شدم!!!!!!!!!!!
مهم نیست ...! امروز مدرسه که خبری نبود ر�تیم مدرسه تو حیاط یه دعوای ملو ای شد ما هم ر�تیم از دوستمون د�اع کنیم دیدیم نه گویه یکی به اون یکی عل� تعار� کرده بود اون یکیم از روی سیری پا شده بود دعوا..! ما هیچی یه ذره شاخ شونه الکی کشیدیمو دیدیم نه گویا مسله بد جوری با اون برداشت ما مت�اوت بود خلاصه دو طر� اهل گ�تمان بودنو ما زنگ بعد دیدیمشون با هم ت�اهمو ازین تیریپ ر�اقت مشروط و ازین برنامه ها...!
حالا بگذریم اومدیم خونه نشستیم این خر خوندیم ... الانم داریم به این Hotel California... va Mother گوش میکنم ... خوبه حال میده اصلا بد جوری روحم شاد میشه به اینmotherگوش میکنم ...
این pinkfloyd بد اعجوبه ایه ...!!!!
امروز سره کلاس زبان داشتیم ما هم هیچی بیکاری زدیم کاغذ ورداشتم هی lyrics این آهنگارو مینوشتم حال میکردم ... مچاله میکردم ...خلاصه بد قاطی کردیم ...! بالاخره باید اینجا هم یه چیزی بنویسیم دیگه...!
تو �کرم یه دوربین دیجیتال بگیرم....!!!!!! نمیدونم چنده خوب و بدش قیمتها �ردا باید یه سر برم آمار بگیرم...!!
خوب ...!!! همین دیگه
برقرار و پاینده باشید...!